تبلیغات
تریبـــون آزاد - دانشجویان دانشگاه آزاد واحد اهواز - ... توقع بر زمین مانده امام خامنه ای
درباره وبلاگ
در واقـــــع ، اینجــــا
تریبونیست برای مـا
و پاتوقی برای شما


لوگوی ما



نویسندگان وبگاه
موضوعات
معرفی کتاب
این کتاب اولین بار در سال 1365 مشتمل بر سیزده سخنرانی استاد منتشر شده و سپس در چاپ نوزدهم با افزودن دو سخنرانی دیگر تجدید چاپ شد. «گفتارهای معنوی» پس از چند چاب از سوی ناشر به «آزادی معنوی» تغییر نام داد و تاکنون بیش از 52 بار چاپ شده

آزادی معنوی
لوگو دوستان
آمار
  • » کل بازدید :
  • » بازدید امروز :
  • » بازدید دیروز :
  • » بازدید این ماه :
  • » بازدید ماه قبل :
  • » تعداد نویسندگان :
  • » تعداد کل پست ها :
دیگر امکانات
نظرسنجی
کدام یک از مطالب رو بیشتر می پسندید؟؟











لینکستان
پیوندها
نوای وب

آرشیو
صفحات جانبی
برچسب‌ ها
  • لبخند تو خلاصه خوبیهاست
  • مجموعه یادواره شهدا
  • تولید ملی
کرسی های آزاد اندیشی؛ توقع بر زمین مانده رهبری

وقتی خودی ها هم هیچ توجهی نمی کنند !

آزاداندیشی به طور جدی برای اولین بار از سوی مقام معظم رهبری در دیدار با اعضا انجمن اهل قلم در اسفند 81 مطرح شد. ایشان در این دیدار به طور مفصل درباره آزاداندیشی صحبت نمودند و از عدم وجود چنین موهبتی در كشور گلایه كردند: «آزاداندیشی در جامعه ما یك شعار مظلوم است. تا گفته می شود آزاداندیشی، عده ای فوری خیال می كنند كه بناست همه بنیانهای اصیل درهم شكسته شود، و آنها چون به آن بنیانها دلبسته اند، می ترسند. عده ای دیگر هم تلقی می كنند كه با آزاداندیشی باید این بنیانها شكسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشی- كه شرط لازم برای رشد فرهنگ و علم است- ظلم می كنند. ما به آزاداندیشی احتیاج داریم.»

فكر كنید، بگویید، بنویسید، در مجامع خودتان منعكس كنید، آن كرسی های آزاداندیشی را كه من صدبار- با كم و زیادش- تاكید كردم، راه بیندازید و اینها راهی آنجا بگویید؛ این می شود یك فضا. وقتی یك فضای گفتمانی به وجود آمد، همه در آن فضا فكر می كنند، همه در آن فضا جهت گیری پیدا می كنند، همه در آن فضا كار می كنند؛ این همان چیزی است كه شما می خواهید./بیانات در دیدار جمعى از نخبگان و برگزیدگان علمى - 13/07/90

چرا کرسی آزاد اندیشی ؟

عده ای به نام آزاداندیشی مرزهای فضیلت و حقیقت را لگدكوب كرده اند و به نام آزاداندیشی و نوآوری، همه اصول مقدس حقیقی را نادیده گرفته یا تحقیر و یا مسخره كرده اند. یك عدّه هم به‏صورت عكس‏العملى یا به‏خاطر مسائل دیگرى كه در ذهنشان بود، به پایه‏هایى چسبیدند كه باید بر روى آن پایه‏ها نوآورى مى‏شد. نبایستى به آنچه كه گفته شده، اكتفا كرد و متحجّر شد؛ یعنى تحجّر در مقابل مرز شكنى و افراط در مقابل تفریط. همچنان كه بعضى در محیط سیاسى، فاصله بین هرج و مرج و دیكتاتورى را اصلاً قبول ندارند و معتقدند كه در جامعه یا باید هرج و مرج باشد یا دیكتاتورى! كأنّهُ از این دو خارج نیست. در عرصه فرهنگى هم همین‏طور: یا باید هرج و مرج و كفرگویی و اهانت به همه مقدسات و ارزشهای مسلم و مستدل شود و یا باید ذهنها بسته شود و تاكسی حرف تازه ای زد، فوراً همه او را هو كنند و علیه او جنجال نمایند! كأنه هیچ حد وسطی بین این دو وجود ندارد. ما باید آن حد وسط، همان «امر بین الامرین» و تعادل را پیدا كنیم. البته این هم از راه گفتگوی محترمانه، عاقلانه، منصفانه و با استدلال، عملی است.

آزادى را نباید بد معنا كرد. آزادى یكى از بزرگترین نعمت‌هاى الهى است كه یكى از شعبش آزاداندیشى است. بدون آزاداندیشى، این رشد اجتماعى، علمى، فكرى و فلسفى امكان ندارد. در حوزه‏‌هاى علمیه، دانشگاه و محیط‌هاى فرهنگى و مطبوعاتى، هو كردن كسى كه حرف تازه‏اى مى‌‏آورد، یكى از بزرگترین خطاهاست؛ بگذارید آزادانه فكر كنند. البته من فهم غلط از آزادى را تأیید نمى‏‌كنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اینكه مرتباً گاز سمّى تولید كند و در فضاى فرهنگى یا سیاسى كشور بدمد، تأیید نمى‌‏كنم؛ من براندازى خاموش را - آن‏چنانى كه خود امریكایی‌ها گفتند و عواملشان چند سال قبل در اینجا سادگى و بى‌‏عقلى كردند و به زبان آوردند - برنمى‌‏تابم و رد مى‌‏كنم؛ اما توسعه‏‌ى آزادى و رها بودن میدان براى پرورش فكر و اندیشه و علم و فهم، ربطى به اینها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم این دو منطقه را از همدیگر باز بشناسد و مرز اینها را معین بكند. آزادى و آزاداندیشى، یكى از مبانى اصلى اصولگرایى است./ 29 خرداد 1385 در جمع مسئولان نظام

امروز متأسّفانه فضا طورى است – چون این کارها را نکرده‌ایم – که اگر کسى بیاید نه لزوماً یک نظریه‌ى نو، بلکه یک بدعت، یک سنّت‌شکنى یا یک لگدکوبى به یک مرز را سرِ چوب کرده و بلند کند و هیاهو راه بیندازد، مى‌تواند عدّه‌اى را به‌صورت عوام‌فریبانه دور خود جمع کند. مخالف او هم با همان روش با او برخورد مى‌کند و بنا مى‌کند به محکوم کردن او از یک موضع طرد و لعن. شاید اصلِ محکوم کردن درست باشد؛ اما خیلى از اوقات شیوه‌اش درست نیست. گاهى هم مى‌بینیم که کارهاى خوبى در این زمینه انجام مى‌شود. البته هر دو کار، غلط است؛ چون اگر آن نظریه یک نظریه‌ى نو است، اوّل باید در یک مجمع تخصّصى مطرح شود، هیأت منصفه‌ى مورد قبولى علمى بودن آن را تأیید کند که بر پایه‌هاى علمى استوار است و مثلاً حرّافى و لفّاظى و عوام‌فریبى و جنجال‌سازى نیست. اوّل باید این را مشخّص کنند. بعد از آن‌که معلوم شد ارزش علمى دارد، مورد نقّادى قرار گیرد و حقّ و ناحق بودن، اشکال کردن بر موارد آن و تثبیت یا رد کردن پایه‌هایش آغاز شود. این معنا در دانشگاهها در همه‌ى زمینه‌هاى علمى حتّى علوم محض، علوم پایه، علوم طبیعى و علوم انسانى جارى است و در زمینه‌هاى فرهنگى و اعتقادى و معارف و علوم حوزوى هم جارى است. این کارها باید بشود. حوزه و دانشگاه این کارها را باید بکنند…»./امام خامنه ای ۷/۱۱/81

یک جوالدوز به خودمان !

 بنده گفتم کرسی آزادفکری را در دانشگاه ها بوجود بیاورید. خوب، شما جوان ها چرا بوجود نیاوردید؟ شما کرسی آزاد فکری سیاسی را، کرسی آزادفکری معرفتی را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیر کبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان رابزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد. حق اینجوری نمایان نمیشود که کسی انتقادی را پرتاب کند... ایجاد فضای آشفته ی ذهنی با لفاظی ها هیچ کمکی به پیشرفت کشور نمی کند. شما تجربه ی این پدر پیرتان را در این زمینه داشته باشید. آنی که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادی واقعی فکر هاست؛ یعنی آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن، از هو و جنجال نترسیدن، به تشویق و تحریض این و آن هم نگاه نکردن. /بیانات در دیدار جمعی از نخبگان علمی کشور 6/8/1388

 

یكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسئله‌ى آزاداندیشى است كه در بعضى از صحبت هاى آقایان بود. چرا این كرسی هاى آزاداندیشى در قم تشكیل نمی شود؟ چه اشكالى دارد؟ حوزه‌هاى علمیه‌ى ما، همیشه مركز و مهد آزاداندیشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار می كنیم و نظیرش را نداریم در حوزه‌هاى درسىِ غیر حوزه‌ى علمیه، كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال می كند، هیچ ملاحظه‌ى استاد را هم نمی كند. استاد هم مطلقاً از این رنج نمی برد و ناراحت نمی شود؛ این خیلى چیز مهمى است. خوب، این مال حوزه‌ى ماست. در حوزه‌هاى علمیه‌ى ما، بزرگانى وجود داشته‌اند كه هم در فقه سلیقه‌ها و مناهج گوناگونى را می پیمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‌تر؛ فیلسوف بود، عارف بود، فقیه بود، اینها در كنار هم زندگى می كردند، با هم كار می كردند؛ سابقه‌ى حوزه‌هاى ما این جورى است. یكى، یك مبناى علمى داشت، دیگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه كنید، از این قبیل مشاهده می كنید./ از سخنان مقام معظم رهبری د رجمع فضلا و علمای حوزه علمیه قم (8/9/1386)

آزاد اندیشی، چگونه؟

 آزاداندیشی جایش توی تلویزیون نیست؛ آزاداندیشی جایش توی جلسات تخصصی است. مثلا فرض كنید در زمینه فلان مساله‌ سیاسی، یك جلسه‌ تخصصیِ دانشجویی بگذارید؛ دو نفر،پنج نفر، ده نفر بیایند آنجا با همدیگر بحث كنند؛ این آزاداندیشی می شود. همین جور، بحث سر معارف اسلامی است؛ همین جور، بحث سر تفكرات مكاتب گوناگون جهانی است؛ همین جور، بحث سر یك مساله‌ علمی است. بنابراین جلسه باید جلسه‌ تخصصی باشد؛ والا توی جلسات عمومی و در صدا و سیما دو نفر بیایند بحث كنند، آن كسی كه حق است، لزوما غلبه نخواهد كرد؛ آن كسی غلبه خواهد كرد كه بیشتر عیاریِ كار دستش است و می تواند بازیگری كند؛ مثل قضیه‌ عكس مار و اسم مار. گفت: كدام یكی مار است؟ مردم با اشاره به عكس مار گفتند: معلوم است، مار این است. بنابراین آزاداندیشی در جلسات تخصصیِ متناسب با هر بحثی باید باشد؛ در محیط های عمومی جای آن بحث ها و مناظره‌ها نیست. این هم معنایش این نیست كه دارد تحمیل می شود؛ نه، بالاخره یك فكر حق مطرح می شود؛ 'ادع الی سبیل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتی هی احسن' این حكمت و موعظه‌ حسنه و مجادله‌ احسن برای چیست؟ 'ادع الی سبیل ربّك'.یعنی این قبلا یك اصل موضوعی است، دعوت به سمت خداست.در همه چیز همین جور است. دعوت باید با زبان درست انجام بگیرد، اما جهت دعوت باید مشخص باشد. معنی ندارد كه انسان جهت دعوت را آزاد بگذارد؛ این موجب گمراهی مردم می شود. مردم را باید هدایت كرد. /(بیانات در دیدار دانشجویان 31 مرداد 1390)

 

من فهم غلط از آزادى را تأیید نمى‏‌كنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اینكه مرتباً گاز سمّى تولید كند و در فضاى فرهنگى یا سیاسى كشور بدمد، تأیید نمى‌‏كنم؛ من براندازى خاموش را - آن‏چنانى كه خود امریكایی‌ها گفتند و عواملشان چند سال قبل در اینجا سادگى و بى‌‏عقلى كردند و به زبان آوردند - برنمى‌‏تابم و رد مى‌‏كنم؛ اما توسعه‏‌ى آزادى و رها بودن میدان براى پرورش فكر و اندیشه و علم و فهم، ربطى به اینها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم این دو منطقه را از همدیگر باز بشناسد و مرز اینها را معین بكند. آزادى و آزاداندیشى، یكى از مبانى اصلى اصولگرایى است./ 29 خرداد 1385 در جمع مسئولان نظام


 آسیب ها و موانع کرسی‌های آزاداندیشی

آزاداندیشی در جامعه ما یک شعار مظلوم است: تا گفته می شود آزاداندیشی عده ای خیال می کنند که بناست تمام بنیان های اصیل در هم شکسته شود و آنها چون به آن بنیان ها دلبسته اند،می ترسند عده ای دیگر هم تلقی می کنند که با آزاداندیشی باید این بنیانها شکسته شود. هر دو گروه به آزاد اندیشی -که شرط لازم برای رشد فرهنگ و علم است- ظلم می کنند، ما به آزاداندیشی احتیاج داریم. متاسفانه گذشته فرهنگ کشور ما فضا را برای این آزاداندیشی بسیار تنگ کرده بود. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم7/11/1381) (دیدار رهبری با وزیران و مسولان وزارت فرهنگ و آموزش عالی و روسای دانشگاه های سراسر كشور 1369/5/23 )

 

- دنباله کاغذ باد شدن آزاداندیشی نیست: اگر بخواهیم در اقتصاد، فرهنگ، علوم انسانی، فلسفه و در همه زمینه های علمی و فرهنگی در چارچوب آن نظزی که فردی در جایی گفته و یک عده طرفدار هم پیدا کرده و حالا مترجمی آن را ترجمه کرده یا خود ما آن را یاد گرفته ایم، یعنی در چارچوب آن فکر به عنوان یک شی مقدس غیر قابل دست زدن حرکت کنیم، این آزاد اندیشی نیست؛ بلکه دنباله کاغذ باد شدن است.(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم7/11/1381)

- نه مرزشکنی نه تحجر/ باید ادب استفاده از آزادی را یاد بگیریم و یاد بدهیم: استفاده از آزادی ادبی دارد، ما ادب استفاده از آزادی را هم باید یاد بگیریم و یاد بدهیم. این هم وظیفه جمهوری اسلامی است. عده ای به نام آزاداندیشی مرزهای فضیلت و حقیقت را لگدکوب کرده اند و به نام آزاداندیشی و نوآوری همه اصول مقدس حقیقی را نادیده گرفته یا تحقیر و یا مسخره کرده اند. یک عده هم به صورت عکس العملی یا به خاطر مسائل دیگری که در ذهنشان بود، به پایه هایی چسبیده اند که باید بر روی آن پایه ها نوآوری می شد. نبایستی به آنچه که گفته شده اکتفا کرد و متحجر شد؛ یعنی تحجر در مقابل مرز شکنی و افراط در مقابل تفریط. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم7/11/1381)

- رعایت حد وسط اصلی مهم در کرسی های آزاداندیشی: همچنان که بعضی در محیط سیاسی فاصله بین هرج و مرج و دیکتاتوری را اصلا قبول ندارند و معتقدند که در جامعه یا باید هرج و مرج باشد یا دیکتاتوری؛ کانه از این دو خارج نیست، در عرصه فرهنگی هم همین طور؛ یا باید هرج و مرج و کفرگویی و اهانت به همه مقدسات و ارزش های مسلم و مستدل شود و یا باید ذهن ها بسته شود و تاکسی حرف تازه ای زد همه او را هو کنند و علیه او جنجال کنند. کانه هیچ حد وسطی بین این دو امر وجود ندارد ما باید حد وسط، همان «امر بین الامرین» و تعادل را پیدا کنیم البته این هم از راه گفت وگوی محترمانه ،منصفانه، عاقلانه و با استدلال، عملی است.این کار هم باید در حوزه و در زمینه مسائل حوزه، در زمینه فقه، فلسفه، کلام و دیگر علوم رایج حوزه انجام گیرد و هم در دانشگاه.(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم7/11/1381)

- آزاداندیشى یک حرف و بى‏بندوبارى یک حرف دیگر است: آزاداندیشى یک حرف و بى‏بندوبارى یک حرف دیگر است. آزاداندیشى این است که شما در حرکت به سمت سرزمین هاى ناشناخته معارف، خودتان را آزاد کنید، بروید، نیروها و انرژی هایتان را به‏کار بیندازید و حرکت کنید؛ اما معناى بى‏بندوبارى این است که در حرکت به سمت قله یک کوه، اصلاً اهمیت ندهید که از کدام راه بروید. نتیجه این مى‏شود که از راهى مى‏روید و به نقطه‏اى مى‏رسید که نه راه پیش دارید و نه راه پس و فقط راه سقوط دارید! در کوهنوردى، آنهایى که اهل رفتن به ارتفاعاتند، این را کاملاً تجربه کرده‏اند.(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم7/11/1381)

- صاحبان فکر و اندیشه خود را در محیط تخصصى، بدون هوچیگرى مطرح کنند و نقادى شوند: صاحبان فکر باید بتوانند اندیشه خود را در محیط تخصّصى، بدون هوچیگرى، بدون عوام‏فریبى و جنجال تحمیلى و زیادى مطرح کنند و آن نقّادى شود؛ یک وقت به‏طور کامل رد خواهد شد، یک وقت به‏طور کامل قبول خواهد شد، یک وقت هم در نقّادى اصلاح خواهد شد و شکل صحیح خود را به‏دست خواهد آورد. این اتّفاق باید بیفتد. ما الان این را نداریم. البته من به شما بگویم که محیط حوزه از این جهت بهتر از محیط دانشگاه است. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم07/11/1381)

- تفاوت است بین آزاداندیشی با اباحه گرایی: آزاداندیشی این است که شما در حرکت به سمت سرزمین های ناشناخته معارف، خودتان را آزاد کنید، بروید نیروها و انرژی هایتان را به کار بیندازید و حرکت کنید، اما معنای بی بند و باری این است که در حرکت به سمت قله یک کوه اصلا اهمیت ندهید که از کدام راه بروید و به نقطه ای می رسید که نه راه پیش دارید و نه رهی پس و فقط راه سقوط دارید! (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم7/11/1381)

- نبود آزاداندیشی برابر با انفعال و عقبگرد جامعه: نتیجه فضای سکوت مرداب گونه و تلاطم گرداب وار فرهنگی کشور، سکوت و به حاشیه رانده شدن اندیشمندان و پیامد آن نیز انفعال و عقبگرد جامعه است. (پاسخ مقام معظم رهبری به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسی های نظریه پردازی 16/11/1381)

 

- وجود خطر دچار فرسایش اداری شدن کرسی ها:امیدوارم که مراحل اجراء این ایده، دچار فرسایش ادارى نشده و تا پیش از بیست و پنجمین سالگرد انقلاب، نخستین ثمرات مهم آن آشکار شده باشد.(پاسخ مقام معظم رهبری به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسی های نظریه پردازی 16/11/1381)


- نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد؛ چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید. (پاسخ مقام معظم رهبری به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسی‌های نظریه‌پردازی 16/11/1381)

 

- آزادیخواهی نباید فقط منحصر در معنای محدود سیاسی تلقی و معنا شود. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از اعضای تشکل‌ها، کانون‌ها، نشریات، هیأت‌های مذهبی‏ و شماری از نخبگان دانشجویی15/8/1382)

 

- دستگاه های علمی کشور که مدیران آن در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه‌ کشورند- مشخص کنند که برای تولید علم، آزاداندیشی علمی و تضارب افکار - که ما از دانشگاه و حوزه این مسائل را مطالبه کردیم- چه تلاش و کار بزرگی را انجام داده‌اند؛ چقدر پیش رفته‌اند و چه کارهای دیگری را بایستی انجام دهند. (بیانات مقام معظم رهبری در صحن جامع رضوی مشهد مقدس‏2/1/83)

- عملاً آن کارى را که من گفته بودم نه در حوزه و نه در دانشگاه انجام نشده است: حرف اصلى ما امروز این است که نه با توقف در گذشته و سرکوب نوآورى مى‏توان به جایى رسید، نه با رهاسازى و شالوده‏شکنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقیدتى و فرهنگى مى‏توان به جایى رسید؛ هر دو غلط است. آزادى فکر؛ همان نهضت آزادفکرى که ما دو، سه سال قبل مطرح کردیم و البته دانشجوها هم استقبال کردند؛ اما عملاً آن کارى را که من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه. من گفتم کرسی هاى آزاداندیشى بگذارید. (بیانات مقام معظم رهبری در دانشگاه سمنان18/08/1385)


- مراقب باشید که این حرف نو در کدام جهت دارد حرکت مى‏کند: حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پیدا کردن حرف نو حرکت کنید؛ اما مراقب باشید که این حرف نو در کدام جهت دارد حرکت مى‏کند؛ در جهت تخریب یا در جهت ترمیم و تکمیل؛ اینها با هم تفاوت دارد. (بیانات مقام معظم رهبری دانشگاه سمنان 18/8/1385)

 

- انتقاد کردن به معنای عیب جویی کردن، یک ارزش نیست که حالا ما بگوییم این در جامعه ما نیست، انتقاد به معنایی که من می گویم به معنای «عیار سنجی» است؛ یعنی همین ببینید این حرف عیارش چقدر است. (بیانات مقام معظم رهبری در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سر دبیران نشریات دانشجویی 1377/12/04 )

- خطر سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب آور: متاسفانه گروهی بدنبال سیاست زدگی و گروهی بدنبال سیاست زدایی، دائما تبدیل فضای فرهنگی کشور را به سکوت مرداب گونه یا تلاطم گرداب آور می خواهند تا در این بلبشو فقط صاحبان سرمایه و قدرت و تریبون بتوانند تاثیر گذار و جریان ساز باشند. (پاسخ مقام معظم رهبری به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد كرسی‌های نظریه‌پردازی 16/11/81)

- کرسی های نظریه پردازی تشکیل شود و مباحثه بشود. پنج نفر، ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهی را رد کنند با استدلال، اشکال ندارد. نظر فلسفی ای داده می شود همین جور، نظر معارفی و کلامی ای داده می شود همین جور. مسئله تکفیر و رمی و این حرف ها را باید از حوزه ور انداخت. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان حوزه 9/9/86)